«کافه طریق»

بفرمایید چایی و کیک ☕🍰

داستان مشروطه از کجا شروع شد؟ 🤔 | قسمت دوم

 

چیشد که مردم یکدفعه به پا خاستند؟ 💪

ماجرا مثل یک آتش زیر خاکستر بود که جرقه‌اش را یک قرارداد نفتی زد. 🕯️💥

مرحله اول: قیام تنباکو (۱۲۷۰ شمسی) 🚬

ناصرالدین‌شاه قاجار (همان شاهی که به فرنگ سفر می‌کرد ✈️🇪🇺) یک قرارداد بست با یک شرکت انگلیسی به اسم «تالبوت» 🤝🇬🇧

بر اساس این قرارداد، همه توتون و تنباکوی ایران برای ۵۰ سال باید به این شرکت انگلیسی فروخته می‌شد 📄😱

    

یعنی کشاورزی که تنباکو می‌کاشت، دیگر نمی‌توانست به هر کسی که می‌خواهد بفروشد. باید به انگلیسی‌ها می‌فروخت، آن هم به قیمتی که آنها می‌گفتند 😤🌱

واکنش مردم چی بود؟ 🗣️

مردم عصبانی شدند. در تبریز اعلامیه‌ها را پاره کردند، شعار دادند 📰✂️📢

 روحانی بزرگ آن زمان، میرزای شیرازی یک فتوای معروف داد: «استعمال تنباکو حکم محاربه با امام زمان را دارد» 🙌🕌

یعنی: هر کسی قلیان بکشد یا سیگار بکشد، دارد با امام زمان (عج) جنگ می‌کند! 😱🚬⚔️

    

نتیجه همه، از شاه تا نوکرها، دست از تنباکو کشیدند. حتی زنان حرمسرای شاه قلیان را کنار گذاشتند 🙌🚭

    

نتیجه قیام؟ 🎉

شاه مجبور شد قرارداد را لغو کند. این اولین باری بود که مردم نشان دادند اگر متحد شوند، می‌توانند شاه را وادار به عقب‌نشینی کنند. 💪🏆

ماجرای «گران شدن قند و مردم به پا خواستند» چی بود؟ 🍬💰

بله، درست خوندی! 😮 گاهی جرقه یک انقلاب، یک چیز ساده است مثل گران شدن قند. 🕰️

ماجرا از این قرار بود:

سال ۱۲۸۴ شمسی، دولت قاجار برای پول درآوردن، مالیات گمرکی را بالا برد. یعنی هر کالایی که از خارج می‌آمد، گران‌تر شد 📈🛃

قند هم که از خارج می‌آمد، گران شد 🍬😱

حاکم تهران، علاءالدوله به بازرگان‌ها دستور داد «قیمت قند را پایین بیاورید». اما آنها گفتند «ما نمی‌توانیم، چون مالیات بالا رفته» 🗣️😤

علاءالدوله به جای اینکه برود با دولت حرف بزند، چند تا از بازرگان‌های محترم را گرفت و به بهانه «گران‌فروشی» چوب زد 😠🔨

    

واکنش مردم چه بود؟ 💢

بازاری‌ها عصبانی شدند. گفتند «ما که پولدار و محترم هستیم، به ما چوب بزنند؟» 😡💼

    

کسبه و روحانیون متحد شدند. سه دسته از مردم در سه جای مختلف تهران «بست نشستند» :

در مسجد شاه 🕌

در مسجد جامع 🏛️

در حضرت عبدالعظیم (شهر ری) ⛩️

        

«بست نشستن» یعنی چی؟ 🧘

یعنی می‌رفتند توی یک جای مقدس یا امن، می‌نشستند و می‌گفتند «تا حرفمان را قبول نکنید، از اینجا بیرون نمی‌آییم» 🪑✊

شبیه اعتصاب امروزی‌هاست، اما با طعم مذهبی 🙏

اتفاق بزرگ: جمعیت به سفارت انگلیس پناه بردند 🏢🇬🇧

(چون سفارت‌خانه‌ها در آن زمان امن بود) 🔒

۱۴ هزار نفر در باغ سفارت جمع شدند و خواستار «عدالتخانه» شدند. 👥🏛️✨

 

#درنگ ༅࿐

#عبرت ༅࿐

‏•⊰◄‹🇮🇷›••⊱─━─━─تاریخ تکرار می‌شود

پیشنهاد میشه حتماً قسمت اول رو مطالعه کنید ❤️🇮🇷 

فقط کافیه روی برچسب مشروطه بزنید تا قسمت اول رو ببینید.